|
وبلاگ تخصصی حقوقی احج
اخبار و روزنامه و مقالات و دانلود نرم افزارهای حقوقی
| |||||||||||||||||
|
به گزارش «جامجم»، اوايل هفته فردي با مركز فوريتهاي پليسي 110 استان البرز تماس گرفت و اطلاع داد مرد همسايه شان رمال بوده و با فروش نسخههاي خوشبختي از زنان و مردان كلاهبرداري ميكند. در پي اين تماس مردمي، پروندهاي تشكيل شد و در اختيار ماموران پليس اداره اطلاعات ـ امنيت استان البرز قرار گرفت. ماموران پس از هماهنگي قضايي به محلهاي كه خانه مرد رمال بود، اعزام و با تحقيق از همسايهها متوجه شدند، روزانه افراد بسياري به خانه مرد رمال رفت و آمد ميكنند. ماموران خانه مــرد رمال را محـــاصره و وي را 2 روز پيش دستگير كردند. كشف طلسم خوشبختي در خانه رمال در بازرسي از خانه مرد رمال، 16 گرم ترياك، تعدادي كارت ويزيت ،12 جلد كتاب رمالي، يك جلد دفترچه يادداشت، سه عدد طلسم ، هفت عدد مجسمه كوچك شبيه عتيقه و دهها نسخه رمالي كشف و ضبط شد. اعتراف متهم متهم با انتقال به اداره پليس اطلاعات ـ امنيت استان البرز در بازجويي گفت: از چندي پيش رمالي و كلاهبرداري از مردم را شروع كردم. ابتدا افراد جوياي كار را اجير ميكردم تا كارتهاي ويزيتم را بين مردم توزيع كنند. مرد رمال افزود: به اين ترتيب زنان و مردان به خانهام مراجعه ميكردند تا براي حل مشكلاتشان كه اغلب بيكاري يا اعتياد همسران ، نازايي و درمان بيماريهاي لاعلاج بود، برايشان نسخههاي خوشبختي بنويسم. نسخههايي كه بي اثر بود متهم با اشاره به كلاهبرداري از مردم به شيوه رمالي گفت: در قبال نوشتن هر نسخه از آنها مبالغي پول ميگرفتم و تاكيد ميكردم آن را طبق دستورالعمل اجرا كنند. وي افزود: براي هر مشتري نسخههاي يكسان مينوشتم و وقتي اعتراض ميكردند اين نسخهها تاثيري در حل مشكلاتشان نداشته، ميگفتم دليلش وجود طلسمهاي بيشتري در زندگيشان است و لازم اســـت 10 بار از نسخههاي خوشبختي استفاده كنند. وي يادآور شد: با اين ترفند افراد بسياري را به دام انداخته و مبالغي كلان از آنها كلاهبرداري كردم و هر بار پيش از آن كه گرفتار شوم، خانه اجارهايام را عوض ميكردم. سرهنگ صادقي، رييس پليس اطلاعات ـ امنيت فرماندهي انتظامي استان البرز در اين باره گفت: مرد رمال با قرار قانوني در بازداشت به سر ميبرد و تحقيقات تكميلي از او ادامه دارد. افرادي كه از متهم شكايت دارند ميتوانند به اداره پليس اطلاعات ـ امنيت استان البرز مراجعه كنند. [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 17:25 ] [ محمد حاجی حسین ]
حضور كودكان زير ۱۵ سال در جلسات رسيدگي به دعاوي خانوادگي ممنوع شد با تصويب مجلس؛ به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نمايندگان مجلس با تصويب تبصره ماده ۴۴ لايحه حمايت از خانواده، قوه قضاييه را مكلف كردند براي نحوه ملاقات والدين با طفل، ساز و كاري مناسب با مصالح خانواده و كودك فراهم كند. همچنين مقرر شد آييننامه اجرايي اين ماده ظرف شش ماه توسط وزارت دادگستري تهيه و به تصويب قوه قضاييه برسد. با تصويب ماده ۳ الحاقي نيز رعايت غبطه و مصلحت كودكان و نوجوانان در كليه تصميمات دادگاهها و مقامات اجرايي الزامي شد. [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:26 ] [ محمد حاجی حسین ]
[ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:23 ] [ محمد حاجی حسین ]
جام جم آنلاين: فرمانده انتظامي شهرستان اصفهان اعلام كرد: با توقيف خودرويي مسروقه توسط ماموران واحد گشت پليس مركز استان اصفهان، تعدادي عتيقه شامل كتب قديمي، گلدان و يك عدد قوري سفالي كه هشت سال پيش از ميدان امام (ره) اصفهان به سرقت رفته بود، كشف شد.
![]() به گزارش ايسنا، سرهنگ محمدعلي بختياري گفت: روز گذشته ماموران واحد گشت يكي از كلانتريهاي اين فرماندهي هنگام گشتزني به يك دستگاه خودروي پرايد مشكوك شده و پس از استعلام متوجه سرقتي بودن آن ميشوند. وي افزود: به همين دليل، ماموران خودرو را توقيف و در بازرسي از آن تعدادي كتاب قديمي، يك عدد گلدان و يك عدد قوري سفالي قديمي كشف و ضبط كردند. بختياري خاطرنشان كرد: در تحقيقات معلوم شد متهم اين اشيا را هشت سال پيش از ميدان امام (ره) اصفهان سرقت كرده و از آن روز به بعد مخفي بوده است تا اين كه با خودروي سرقتي قصد فروش اين اقلام را داشت كه در نقشه خود ناكام ماند. رييس پليس اصفهان با بيان اين كه متهم اعتياد شديد به مواد مخدر دارد و داراي سابقه متعدد كيفري است، گفت: در بازجوييهاي اوليه متهم به چند فقره سرقت خودرو و تلفن همراه نيز اعتراف كرده است. بختياري خاطرنشان كرد: اقلام كشف شده براي بررسي بيشتر به اداره ميراث فرهنگي استان اصفهان منتقل و متهم با قرار قانوني روانه زندان شد. [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:22 ] [ محمد حاجی حسین ]
روز دوم بهمن سال 88 ماموران در جريان اين جنايت قرار گرفتند و با حضور در محل جنايت در پيشواي ورامين با جسد فرناز 18 ساله روبهرو شدند. بررسيهاي مقدماتي نشان داد دختر جوان بر اثر خفگي جان باخته است. در پي اين جنايت، برادر 20 ساله مقتول به نام بهروز به اتهام قتل دستگير شد و در بازجويي گفت: مدتي بود به رفتار خواهرم مشكوك شده بودم و تصور ميكردم او به شوهرش خيانت كرده و با مرد غريبهاي ارتباط دارد. روز حادثه بر سر اين موضوع با هم درگير شديم. در يك لحظه عصباني شده و با دستمال جلوي دهانش را گرفتم. وقتي به خودم آمدم، متوجه شدم فرناز ديگر نفس نميكشد. پس از اعتراف متهم و بازسازي صحنه قتل از سوي او، پرونده با صدور كيفرخواست براي محاكمه به شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. صبح امروز جلسه محاكمه متهم به رياست قاضي اصغر عبداللهي برگزار شد كه در اين جلسه نماينده دادستان با تشريح كيفرخواست براي متهم درخواست مجازات قانوني كرد. بهدنبال درخواست مجازات براي متهم، اولياي دم مقتول با حضور در جايگاه از خون دختر خود گذشته و رضايتشان را اعلام كردند. متهم نيز پس از تفهيم اتهام، با قبول آن گفت: من به خاطر سوءظن خواهرم را كشتم. روز حادثه او شروع به داد و فرياد كرد و من ميخواستم وي را ساكت كنم. هرگز قصد كشتن خواهرم را نداشتم و اين اتفاق در يك لحظه افتاد و تا به حال عذاب وجدان يك لحظه هم رهايم نكرده است. قضات دادگاه با توجه به رضايت اولياي دم به جنبه عمومي جرم رسيدگي و پسر جوان را به زندان محكوم كردند. [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:21 ] [ محمد حاجی حسین ]
صبح روز دهم فروردین امسال مردی در تماس با پلیس 110 از قتل همسرش خبر داد. دقایقی بعد تیمی از کارآگاهان همراه بازپرس ویژه قتل در محل جنایت در یکی از روستاهای شهرستان رباط کریم حاضر شدند. آنها پس از ورود به قتلگاه زن جوان، با جسد او در حالیکه با ضربه های متعدد چاقو از پا در آمده بود، روبرو شدند. در نخستین بررسی ها مشخص شد مقتول به نام «نرگس» 35 ساله اختلاف شدیدی با شوهرش داشته و چند بار از سوی او تهدید به قتل شده بود. در ادامه، همسر مقتول به نام «فیصل» دستگیر شد که در بازجویی ها به قتل «نرگس» اعتراف کرد. پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. مرد جنایتکار صبح روز 21 دی ماه امسال پای میز محاکمه قرار گرفت و در دفاع از خود، گفت: در تعطیلات نوروز برای دیدن خانواده همسرم به شهرستان رفتیم در آنجا او به من تهمت زد که با زنان دیگر ارتباط پنهانی دارم. من هم عصبانی شدم و نرگس را به قتل تهدید کردم. جلوی خانواده اش به او گفتم وقتی به خانه برگردیم تو را تکه تکه می کنم. شب حادثه تصمیم خودم را گرفته و چاقويي را زیر بالشم مخفی کردم. صبح که از خواب بیدار شدم دیدم چاقو در دست نرگس است او مرا تهدید کرد و گفت: نقشه ات لو رفته و حالا من تو را می کشم. به طرفم حمله کرد که چاقو را از دستش گرفته و چندین ضربه به بدنش وارد کردم وقتی از مرگش مطمئن شدم با پلیس تماس گرفته و موضوع را به آنها اطلاع دادم. قاضی اصغر عبداللهی ريیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و چهار قاضی مستشار پس از آخرین دفاعیات متهم و با توجه به درخواست قصاص از سوی اولیاي دم فیصل را به قصاص نفس - اعدام - محکوم کردند.(مهر) [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:19 ] [ محمد حاجی حسین ]
به گزارش روز سه شنبه جام جم به نقل از پايگاه اطلاعرساني پليس، سرهنگ حبيبالله صادقي گفت: در پي مراجعه فردي به پليس اطلاعات و امنيت عمومي استان البرز و اعلام شكايت مبني بر اين كه يكي از آشنايانش از وي كلاهبرداري كرده است، موضوع در دستور كار ماموران قرار گرفت. وي افزود: شاكي كه وكيل دادگستري است، حدود هشت سال پيش با فردي از اهالي كرمانشاه آشنا شده و او را به عنوان منشي استخدام كرده و همراه خانوادهاش به شيراز آورده است. سرهنگ صادقي يادآور شد: براساس گفتههاي شاكي، وي پس از مدتي با جلب اعتماد او و خانوادهاش با القاي انحرافات فكري و شيطاني و ادعاي اين كه با اجنه و ملائكه در ارتباط است، خود را به عنوان عارف معرفي و از عقايد وي و خانوادهاش و كساني كه به عنوان مريدانش شناخته ميشدند، سوءاستفاده كرده است. سرپرست پليس اطلاعات و امنيت عمومي ادامه داد: اين فرد شياد به مدت هشت سال خانواده شاكي و تعدادي از مريدانش را به فرمانبرداري از خود واداشته تا حدي كه براي وي همه امكانات زندگي از قبيل مسكن و خودرو فراهم كرده بودند. صادقي با بيان اين كه شاگردان و مريدان اين فرد شياد كه حدود 70 نفر هستند، تاكنون بيش از چند ميليون تومان پول به حساب متهم واريز كردهاند، گفت: با توجه به اعتراضاتي كه اخيرا مريدان وي، شاكي و خانوادهاش به مرد شياد داشته و تهديد كردهاند اگر دست از اقدامات فريبكارانهاش برندارد او را به پليس معرفي خواهند كرد، متهم متواري شده است. سرهنگ صادقي اظهار كرد: با توجه به دلايل و مدارك ارائه شده از سوي شاكي معلوم شد متهم ابتدا به يكي از شهرهاي شمالي متواري و در حال حاضر مدت چهار ماه است همراه خانوادهاش در كرج مخفي شده است. سرپرست پليس اطلاعات و امنيت عمومي تصريح كرد: از آنجا كه متهم پس از فرار به كرج مكان مشخصي نداشته و بارها مخفيگاه خود را به علت ترس از دستگيري تغيير داده، تيم ويژهاي از ماموران پليس اطلاعات با كنترل بيش از 10نقطه شهر و محل تردد متهم فراري در يك هفته به صورت شبانهروزي و بازرسي از چند منزل با هماهنگي مقام قضايي در نقاط مختلف كرج، سرانجام مخفيگاه وي را در منطقه عظيميه كرج شناسايي و وي را دستگير كردند. تحقيقات تکميلي در اين باره ادامه دارد. [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 20:18 ] [ محمد حاجی حسین ]
گروه حوادث: بامداد 29 آذر ماه سالجاری ساکنان یکی از خیابانهای تهرانپارس با شنیدن فریادهای کمکخواهانه مردی، از خانههای خود خارج شدند و صحنه وحشتناکی را دیدند. مردی حدودا 45 ساله، از پنجره یک خودروی تویوتا کمری آویزان بود و راننده خودرو با سرعت سرسام آوری در کوچه تنگ و باریک در حرکت بود و مرد میانسال بهخودروهای پارک شده در کنار خیابان برخورد میکرد و سرنشینان تویوتا کمری بیتوجه به جراحاتی که به او وارد میشد به راهشان ادامه میدادند. بعد از طی مسافتی، وقتی مرد میانسال از ماشین به بیرون پرت شد، 2 مردی که سوار تویوتا کمری بودند با سرعت متواری شدند و همسایهها به کمک مرد مجروح شتافتند اما این مرد بهدلیل جراحات عمیقی که به او وارد شده بود جان خود را از دست داده بود. با حضور ماموران کلانتری 126 تهرانپارس در محل، تحقیقات اولیه آغاز شد. بررسیها نشان میداد که مرد میانسال، صاحب خودروی تویوتا کمری بوده که در جریان سرقت خودرواش، توسط سارقان به قتل رسیده بود. یکی از شاهدان به پلیس گفت: مقتول دکتر داروساز و صاحب یک داروخانه بود و آن شب از محل کار به خانهاش باز میگشت اما وقتی مقابل پارکینگ خانهاش توقف کرد، ناگهان خودروی پراید مشکی رنگی، سد راهش شد. 2 مرد جوان به سرعت از پراید پیاده و سوار خودروی تویوتا کمری شدند. آنها سپس با چاقو چند ضربه به پای دکتر زدند تا ماشین را سرقت کنند اما وقتی او میخواست از پنجره ماشین خودش را به بیرون پرت کند، یکی از سارقان پشت فرمان نشست و با سرعت زیاد شروع به حرکت کرد. مرد مجروح که از ماشین آویزان شده بود، بعد از طی چندین متر و برخورد با خودروهایی که در خیابان پارک بودند، جان باخت و وقتی از پنجره به بیرون پرت شد، دیگر نفس نمیکشید. این در حالی بود که مهاجمان با رها کردن خودروی پراید مشکی رنگ در محل سرقت، از آنجا متواری شدند. با این اطلاعات، قاضی شاهنگیان بازپرس ویژه قتل تهران در جریان ماجرا قرار گرفت و دستور تحقیقات گسترده برای شناسایی دزدان جنایتکار را صادر کرد. در بررسیهای نخست مشخص شد که قربانی مرد 46 سالهای به اسم حسین بوده است. از سوی دیگر کارآگاهان در بررسی خودروی به جا مانده از سارقان دریافتند که این خودرو سرقتی بوده و در همان شب در اتوبان شهید محلاتی از سوی دزدان به سرقت رفته است. ماموران که تنها راه شناسایی سارقان را پیدا کردن خودروی تویوتا کمری مسروقه میدیدند، مشخصات این خودرو را در اختیار همه واحدهای گشتی قرار دادند. جستوجوها برای یافتن سرنخی در این پرونده ادامه یافت تا اینکه مدتی بعد پلیس به اطلاعات مهمی دست پیدا کرد. ماموران متوجه شدند که خودروی مسروقه در اختیار جوانی به نام حمید است و وی چند بار سوار بر این خودرو برای خرید شیشه به جنوب شرق تهران رفته است. با این اطلاعات، تلاش برای دستگیری حمید شروع شد. شواهد حکایت از این داشت که وی یک مجرم سابقه دار است که پیش از این چند بار به اتهام شرارت، درگیری با ماموران، رابطه نامشروع و حمل و استفاده از سلاح سرد دستگیر و راهی زندان شده و در حال حاضر نیز به همین اتهامها تحت تعقیب پلیس آگاهی و پلیس امنیت قرار دارد. جستوجو برای دستگیری این مرد ادامه داشت تا اینکه سرانجام وی در 7 بهمن ماه از سوی پلیس دستگیر شد. این مرد در بازجوییها خود را در قتل دکتر داروساز بیگناه دانست و مدعی شد که در سرقت تویوتا هیچ نقشی نداشته است. وی گفت که تویوتا کمری مورد نظر توسط دو برادر به نامهای مهدی و احمد به سرقت رفته و وی از مخفیگاه آنها خبر ندارد. سرقت پر ماجرا اظهارات حمید در حالی بیان میشد که ماموران پلیس در جریان سرقت یک خودروی آزرا در شمال تهران قرار گرفتند. دزدان 3 مرد خشن بودند که سوار بر یک پراید مسروقه، با خودروی آزرا تصادف صوری و آن را متوقف کرده بودند. زمانی که راننده از خودرواش پیاده شده بود، آنها با چوب و چاقو به وی حمله کرده و بعد از مجروح کردن او، خودرو را به سرقت برده بودند. ماجرا اما به همین ختم نشده بود؛ چرا که وجود چند کارت عابربانک به همراه رمز آنها در داخل داشبورد آزرا، سارقان را حسابی شوکه کرده بود. آنها با بررسی موجودی کارتها، متوجه شده بودند که حدود 105 میلیون تومان در این کارتها پول هست و به این ترتیب شروع به ولخرجی با کارتهای مسروقه کرده بودند. آنها همه این مبلغ را صرف خرید طلا، لوازم خانگی و هدیههای گرانقیمت کرده و بدون بر جا گذاشتن ردی از خودشان ناپدید شده بودند. درحالیکه یک روز از ماجرای سرقت آزرا گذشته بود، ماموران پلیس موفق شدند این خودرو را در یکی از خیابانهای تهران شناسایی و آن را متوقف کنند. راننده که قصد داشت با آزرای مسروقه به مراسم عروسی یکی از دوستانش برود، به اداره آگاهی منتقل شد و در بازجوییها به سرقت این خودرو با همدستی 2 برادر به نامهای احمد و مهدی اعتراف کرد. بعد از اعترافات مرد سارق که جمال نام دارد، ماموران متوجه شدند احمد و مهدی همان دو برادری هستند که در سرقت خونین تویوتا کمری هم نقش داشتهاند، بنابراین بازجویی از جمال را ادامه دادند و وی که میدید دستش رو شده است، علاوه بر سرقت آزرا، به سرقت تویوتا کمری و قتل دکتر داروساز اعتراف کرد. با راهنمایی وی ماموران تحقیقات خود را برای دستگیری دو برادر آغاز کردند تا اینکه یکی از آنها به نام احمد در 5 اسفند ماه در مخفیگاهش به محاصره پلیس درآمد. او که با دیدن ماموران قصد فرار داشت، با آنها درگیر شد و درحالیکه یکی از ماموران را مجروح کرده بود، به دام افتاد. با اطلاعات به دست آمده از احمد، برادرش مهدی نیز در 7 اسفند ماه دستگیر شد و در بازجوییها به سرقت و قتل با همدستی جمال اعتراف کرد. او گفت: پس از سرقت یک خودروی پراید در حال گشت زدن در خیابان بودیم که به حوالی تهرانپارس رسیدیم. جمال که پشت فرمان پراید نشسته بود، با دیدن تویوتا کمری نقشه سرقت آن را طرح کرد. ما بعد از اینکه مقابل تویوتا توقف کردیم، سوار آن شدیم و با جا گذاشتن پراید مسروقه قصد فرار داشتیم. راننده مقاومت کرد و درحالیکه از پنجره ماشین آویزان شده بود، از مردم و همسایهها کمک میخواست. همان لحظه جمال شروع به حرکت کرد تا اینکه راننده بر اثر برخورد با ماشین پارک شده در کنار خیابان از حال رفت و روی زمین افتاد. بعد از این سرقت، ما پا به فرار گذاشتیم تا اینکه مدتی بعد دست به سرقت یک خودروی آزرا زدیم و همین سرقت باعث دستگیری ما شد. سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران، با اعلام این خبر گفت: متهمان پس از اعتراف به سرقت و قتل دکتر داروساز، با دستور قاضی راهی بازداشتگاه شدند و تحقیقات تکمیلی برای شناسایی دیگر جرائم احتمالی این باند ادامه دارد. [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 21:51 ] [ محمد حاجی حسین ]
- گروه حوادث:
شماره مرد رمال را از دوستم گرفتم و با او قرار گذاشتم. وقتی به محل قرار رفتم، مرد شیک پوشی را دیدم که خود را مهندس معرفی کرد. میگفت با نوشتن نسخههای خوشبختی، مشکلات خیلی از زوجها را حل کرده و زندگی آنها شیرینتر شده است. به او گفتم که همسرم اصرار به جدایی دارد و حتی چندین بار هم نزد مشاور رفتیم اما فایدهای نداشت و او حاضر نیست از تصمیمش منصرف شود. مرد شیک پوش بعد از شنیدن حرفهایم مدعی شد که کلید حل مشکلم در دستان اوست و نسخهای که برایم مینویسد زندگیام را دگرگون میکند. او میگفت که برای حل مشکلم، باید یک قطعه فلزی بخرم و آن را به خانهام ببرم. در این صورت محبت و عشق همسرم بیشتر و اختلافاتمان روز به روز کمتر خواهد شد. من که حرفهایش را باور کرده بودم، برای خرید آن قطعه فلزی مبلغ قابل توجهی به وی پرداختم. نسخه خوشبختی را از او گرفتم و به خانه بردم اما نه تنها رابطه من و همسرم بهتر نشد بلکه ما تا مرز جدایی پیش رفتهایم. آنجا بود که فهمیدم مرد رمال یک کلاهبردار است و تصمیم گرفتم از او شکایت کنم. شکایتهای سریالی درحالیکه بررسیها ادامه داشت، زن جوان دیگری نزد بازپرس مکرمی رفت و به طرح شکایت از مرد رمال پرداخت. وی گفت: من از طریق یکی از دوستانم با مرد رمال آشنا شدم. او مدعی بود که تحصیلکرده و مهندس است. وقتی به او گفتم که با همسرم اختلاف دارم و مشکلاتم در زندگی زیاد است، مدعی شد که با آیینه بینی و فالگیری میتواند مشکلاتم را حل کند. بعد هم در 2 نوبت مبلغ هنگفتی از من دریافت کرد و گفت که در فال و آیینه دیده که زندگی من طلسم شده و احتمالا دشمنانم مرا جادو کردهاند. به همین خاطر از من خواست تا برای شکستن این طلسم به او پول بیشتری بدهم. من هم فریب او را خوردم اما رمال کم سواد با افزایش شکایتها، ماموران از یکی از مالباختگان خواستند به بهانه حل مشکلش با مرد رمال تماس بگیرد و با او قرار بگذارد. به این ترتیب وقتی متهم در محل قرار حاضر شد، به دام ماموران افتاد و به اداره پلیس انتقال یافت. درحالیکه وی مدعی بود بیگناه است، ماموران دفترچهای در جیب او کشف کردند که در آن شماره تلفن زنان و دختران زیادی نوشته شده بود. بررسیها نشان میداد که همه این شمارهها متعلق به افرادی است که مرد رمال از آنها کلاهبرداری کرده بود. از سوی دیگر بررسیها نشان داد که مرد رمال نه تنها مهندس و تحصیلکرده نیست بلکه تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده است. همزمان با بازجویی از این مرد، شاکی دیگری نیز به دادسرا رفت و مدعی شد که متهم به بهانه حل مشکل همسرش، وی را فریب داده و علاوه بر دریافت پول، با فرستادن پیامکهای عاشقانه برای وی مزاحمت ایجاد کرده است. با این شکایتها، متهم به دادسرا انتقال یافت و نزد بازپرس مکرمی اعتراف کرد که به بهانه نوشتن نسخه خوشبختی، فالگیری، آیینهبینی و شکستن طلسم زندگی، دختران و زنان جوان را شناسایی و از آنها کلاهبرداری میکرد. این مرد پس از اعتراف به کلاهبرداری با صدور قرار قانونی راهی بازداشتگاه شد و تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد. [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 21:50 ] [ محمد حاجی حسین ]
ادامه مطلب [ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 21:32 ] [ محمد حاجی حسین ]
|
حق بالاتر از قانون است(ضرب المثل روسی
| ||||||||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | |||||||||||||||||