|
وبلاگ تخصصی حقوقی احج
اخبار و روزنامه و مقالات و دانلود نرم افزارهای حقوقی
| ||||
حادثه > داخلی - گروه حوادث:
راز ناپدیدشدن پسربچه 10سالهای که در خیابانها دستفروشی میکرد، در هالهای از ابهام قرار گرفته است. ساعت 9:30 اول اسفند ماه 90، زن جوانی به کلانتری 140 باغ فیض رفت و از ناپدیدشدن پسر 10سالهاش خبر داد. وی گفت: پسر 10سالهام به نام نادر عصر 29 بهمن ماه با لباس مدرسه از خانه بیرون رفت و دیگر برنگشت. او با وجود سن کمی که داشت برای کمک به من دستفروشی میکرد، به همین خاطر ابتدا تصور کردم که او در حال کار کردن است. چند بار هم با موبایلش تماس گرفتم اما از ساعت 9 شب به بعد موبایلش خاموش شد و آن شب به خانه نیامد. نگران شدم و به محلهایی که فکر میکردم او در آنجا باشد سر زدم اما اثری از پسرم نبود. وی ادامه داد: با این احتمال که در راه برگشت به خانه تصادف کرده، به همه مراکز درمانی و بیمارستانهای شهر و حتی پزشکی قانونی هم رفتم اما او را پیدا نکردم. برای همین تصمیم گرفتم از پلیس برای پیدا کردن پسرم کمک بخواهم. بعد از اظهارات زن جوان، تیمی از ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت با دریافت دستور قضایی به بررسی در کلانتریها و همچنین مراکز بهزیستی پایتخت پرداختند اما به هیچ نتیجهای نرسیدند و نتوانستند نادر را پیدا کنند. سرهنگ آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران، با بیان این خبر گفت: با توجه به اینکه هیچ سرنخی درخصوص سرنوشت پسر بچه 10ساله به دست نیامده، تحقیقات برای یافتن ردی از این نوجوان همچنان از سوی ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران ادامه دارد. وی ادامه داد: در همین حال قاضی پرونده نیز با درخواست انتشار عکس این پسربچه در روزنامهها از کسانی که از وی خبر دارند خواسته است اطلاعات خود را از طریق شماره تماس 51055511 در اختیار ماموران قرار دهند. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:50 ] [ محمد حاجی حسین ]
حادثه > داخلی - گروه حوادث:
یک زن شیشهای برای گرفتن طلب میلیونیاش، 3 تبهکار اجیر کرد. ماجرای این پرونده از آنجا آغاز شد که ماموران کلانتری 117 تهران 28 اسفند ماه سال گذشته در جریان یک سرقت مسلحانه در جنوب تهران قرار گرفتند و راهی محل حادثه شدند. شواهد حکایت از این داشت که 3 مرد به همراه یک زن به گاراژی حمله کرده و دست به سرقت یک خودروی پژو پارس زده بودند. مالباختهها 2 پسر خاله بودند که از سوی مهاجمان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. یکی از آنها به ماموران گفت: من و پسر خالهام داخل گاراژ نشسته بودیم که ناگهان مهاجمان درحالیکه چاقو و اسلحه کمری همراهشان بود به گاراژ حمله کردند. سرکرده آنها زن جوانی به نام پرستو بود که بعد از ورود به گاراژ به 3 مرد همراهش دستور داد همه جا را بگردند. مردان قوی هیکل با دستور این زن ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند و خودروی پژو پارس ما را دزدیدند و پا به فرار گذاشتند.
او گفت شخصی را میشناسد که کار کارشناسی عتیقه میکند و زمان ساخت ظروف را مشخص میکند. به همین خاطر هر 3 کوزه را از من گرفت و بعد از چند روز به گاراژ آمد و آنها را به من تحویل داد. بعد ادعا کرد که برای انجام کار کارشناسی 3 میلیون تومان پرداخته است و از من خواست تا بخشی از این پول را به او بپردازم. وی ادامه داد: من حرفهای پرستو را باور نکردم و میدانستم این پول را برای تامین هزینه موادمخدر میخواهد. برای همین زیر بار نرفتم و گفتم که حاضر نیستم این مبلغ را پرداخت کنم. از همان زمان تهدیدهای زن جوان شروع شد و مدام میگفت که باید سهم خودم از هزینه کارشناسی را پرداخت کنم تا اینکه روز حادثه به همراه 3 مرد به گاراژ حمله کرد و دست به سرقت ماشین ما زد.
پس از اعترافات این زن، 2 همدست وی 14 فروردین ماه دستگیر شدند و به سرقت مسلحانه و ضرب و شتم مالباختهها اعتراف کردند. سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران، با اعلام این خبر گفت: همه متهمان پرونده از مجرمان سابقه دار در زمینه موادمخدر هستند و به دستور قاضی پرونده، همه آنها جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره یکم مبارزه با سرقت مسلحانه پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتهاند. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:47 ] [ محمد حاجی حسین ]
همشهریآنلاین: افرادی که قصد حمله به یکی از قویترین مردان تهران را داشتند وقتی از یافتن او ناامید شدند با هجوم به مغازه برادرش او را به شدت مجروح کردند.
فارس نوشت: علیرضا استادحاجی (ظرفچی) قهرمان 105 کیلوگرم و نایب قهرمان قویترین مردان تهران درباره حادثهای که روز ششم فروردین ماه اتفاق افتاده و قرار بوده طی آن به او حمله شود اما سرانجام برادرش مورد سوءقصد قرار گرفت اظهار داشت: حدود یک ماه قبل در یک میهمانی حضور پیدا کردیم که تحویل نگرفتن یکی از مسئولان فدراسیون کشتی آغازگر این اتفاق ناخوشایند شد. وی ادامه داد: در آن مهمانی با آقای «س.ص» و به گفته خودش احوالپرسی سردی داشتم که بعد از مهمانی و حدود ساعت یک نیمهشب، به من زنگ زد و پرسید که مشکلی وجود داشت که اینگونه برخورد کردی؟ و این در حالی بود که فردی هم که کنار او بود مدام فحاشی میکرد. استادحاجی گفت: من به او گفتم که مشکل خاصی با او نداشتم ولی از روز بعد پیگیر این موضوع شدم که به چه دلیل نیمهشب با من تماس گرفته و فحاشی کردهاند. وی افزود: پیگیریهای ما ادامه داشت تا اینکه در تاریخ ۶ فروردین امسال موضوع میان ما بالا گرفت؛ آن روز من به همراه تعدادی از قویترین مردان برای ناهار به رستوران رفتیم و بعد از آن بر سر مزار پدرم که تازه فوت کرده بود رفتم. آنجا بودم که با من تماس گرفتند و گفتند که افرادی با ۷ خودرو و یک موتورسیکلت به محل زندگی ما آمدهاند و با عربدهکشی مقابل خانه ما به خیال اینکه من در خانه هستم، میخواستند که از خانه خارج شوم. استادحاجی با بیان اینکه تمام پیامکهایی که این افراد به من دادهاند را در اختیار دارم گفت: دوربینهای مداربسته موجود در محل، تمام حرکات و رفتار آنها را ضبط کرده است. آنها بعد از حضور مأموران پلیس اقدام به فرار کردند و به مغازه برادرم رفته و آنجا هم به او حمله کردند. وی ادامه داد: در آنجا هم دوربین مداربسته بانکی که کنار مغازه برادرم بود تمام حرکات آنها را ضبط کرده است. آنها بعد از ورود به مغازه به برادرم که تنها و در حال رسیدگی به حساب و کتابهایش بوده حمله کرده و با ضربات قمه که به دستش وارد کردند، عصبهای دست او را قطع کردهاند. استادحاجی درباره وضعیت جسمی و روحی برادرش گفت: دستش از کار افتاده و هنوز هم در شوک این حادثه است؛ همچنان هذیان میگوید و تاکنون نتوانسته ماجرا را برای پلیس تشریح کند. وی با بیان اینکه این موضوع در پلیس امنیت در حال رسیدگی است و تاکنون کسی در این رابطه دستگیر نشده و اگر هم شده باشد به ما نگفتهاند، خاطرنشان کرد: یکی از این افراد فردی به نام «ب» است که 4 سال قبل با فرد دیگری معروف به «لولو» اقدام به قتل کرده است. «لولو» در زندان فوت کرد و «ب» تمام قتل را گردن لولو انداخت و از زندان بیرون آمد. او وقتی از زندان آزاد شد، به یکی از نوچههای «س.ص» تبدیل شد. وی افزود: پیامکهای آقای «س.ص» را در روز حادثه دارم که گفته بود به خیابان بیا ولی او آن روز اصلا در آن محل نبوده و به شمال رفته بودم و همچنان هم در شمال کشور هستم. استادحاجی با بیان اینکه چرا باید به خاطر اینکه این فرد را در مهمانی تحویل نگرفته یا آنطور که او خواسته با او برخورد نکردهام این اتفاق رخ دهد گفت: آقای افضلی معاون فدراسیون پرورشاندام پیگیر این موضوع هستند تا به نتیجه برسند. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:44 ] [ محمد حاجی حسین ]
حادثه > داخلی - گروه حوادث: درگیری3 جوان بر سر خرید موادمخدر با مرگ یکی از آنها پایان یافت.
ساعت 17:45 پنجم فروردین ماه سالجاری ماموران کلانتری169 تهران، هنگام گشتزنی در اتوبان خاوران با پیکر خونآلود جوانی حدودا 30 ساله روبهرو شدند که بیهوش روی زمین افتاده بود. با گزارش ماجرا به اورژانس، وی توسط امدادگران به بیمارستان انتقال یافت و ماموران در بازرسی از وی مدارکی متعلق به پذیرش او در یک گرمخانه در منطقه خاوران به دست آوردند. در بررسی این مدارک مشخص شد که جوان مجروح مردی 29ساله به نام حسین است که هدف اصابت ضربات چاقو قرار گرفته است. ماموران در ادامه متوجه شدند که تعدادی از رهگذران، شاهد درگیری این جوان با 2 نفر دیگر بودهاند. شاهدان به ماموران گفتند که حسین بر سر خرید موادمخدر با دو نفر به نامهای مهدی و اصغر درگیر شده و مورد اصابت ضربات چاقوی آنها قرار گرفته است. با این سرنخ مهدی یکی از متهمان 7 فروردینماه درحالیکه در داخل یک چادر مسافرتی در کوههای مسگرآباد پنهان شده بود دستگیر شد. اما همزمان با دستگیری وی پلیس در جریان مرگ حسین در بیمارستان قرار گرفت و بدینترتیب پرونده رنگ و بویی جنایی بهخود گرفت. با دستور بازپرس ویژه قتل تهران، متهم دستگیر شده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت و در بازجوییها گفت: مقتول قصد گرفتن مواد از اصغر را داشت اما اصغر به او مواد نمیداد. چون هیچ پولی همراه مقتول نبود. اصرار مقتول و طفره رفتن اصغر از فروش مواد، باعث درگیری آنها شد. اصغر نیز با چاقو ضرباتی به مقتول زد. در همان هنگام من برای میانجیگری وارد دعوا شدم اما وقتی مقتول با سر ضربهای به من زد با چاقویی که همراهم بود به گردن وی ضربهای زدم و همراه اصغر فرار کردیم. با اعترافات متهم و اطلاعات بهدست آمده از وی کارآگاهان موفق شدند10 فروردین ماه اصغر، متهم دیگر این پرونده را نیزهنگام مصرف شیشه در پاتوقش دستگیر کنند. وی در بازجوییها به درگیری و زدن ضربه چاقو به مقتول اعتراف کرد. سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات متهمان، قاضی پرونده قرار بازداشت موقت برای هر دو متهم را صادر کرد و آنها جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ویژه قتل قرار گرفتند. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:10 ] [ محمد حاجی حسین ]
حادثه > داخلی - زن جوان برای موافقت با ازدواج خواهرش، خواستگار جوان او را مجبور به قتل شوهر خود کرد.
به گزارش مهر، هشتم بهمن سال 90 قتل مرد جوانی در زاهدان به کارآگاهان پلیس آگاهی اطلاع داده شد. کارآگاهان پس از حضور در محل که خانهای مسکونی بود، با جسد مردی که با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود روبهرو شدند.در جریان بررسیها مشخص شد مرد جوان از سوی قاتلی آشنا به قتل رسیده چرا که عامل جنایت به راحتی و بدون استفاده از زور وارد خانه او شده بود. تیم جنائی در ادامه به تحقیق از همسر مقتول پرداختند. این زن درحالیکه مضطرب بود به ماموران گفت: ساعتی قبل دو مرد نقابدار وارد خانه ما شدند و مرا در اتاقی زندانی کردند. پس از دقایقی متوجه سکوت خانه شدم و از اتاق بیرون آمدم. آنجا بود که در کمال ناباوری با جسد شوهرم روبهرو شدم و موضوع را به پلیس اطلاع دادم. پس از بررسیهای مقدماتی جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از کارآگاهان، تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند. ماموران که به اظهارات همسر مقتول مشکوک شده بودند تجسسها را روی او متمرکز کرده و با کشف سرنخهایی زن جوان را دستگیر کردند. متهم در نخستین بازجوئیها ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی بود با همسرم اختلاف داشتم. او مرا کتک میزد و ادامه زندگی با وی برای من غیرممکن شده بود. این رفتارش ادامه داشت تا اینکه پسر جوانی به خواستگاری خواهرم آمد. من با ازدواج آنها مخالفت کردم. او علاقه زیادی به خواهرم داشت و اصرار داشت با ازدواجشان موافقت کنم. من هم از این فرصت استفاده کرده و به او گفتم درصورتی که شوهرم را بکشد اجازه میدهم با خواهرم ازدواج کند. او ابتدا مخالفت کرد اما وقتی اصرار مرا دید قبول کرد. روز حادثه هم وارد خانه مان شد و شوهرم را با ضربههای کارد کشت و گریخت. پس از این اعترافات، ماموران همدست او را دستگیر کردند که متهم با اعتراف به جرم خود به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. با تکمیل تحقیقات مقدماتی، پرونده این جنایت برای محاکمه به دادگاه کیفری استان فرستاده شد. منبع:همشهری انلاین [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:08 ] [ محمد حاجی حسین ]
گروه حوادث همشهری:
دزدان مسلحی که هنگام سرقت از طلافروشی در رباطکریم، دست به قتل یک عابر پیاده زده بودند در محاصره مردم و پلیس گرفتار شدند.
شامگاه 12 فروردین امسال ساکنان یکی از محلههای شهرستان رباطکریم، با شنیدن صدای شلیک چند گلوله، متوجه مردی شدند که سراسیمه میدوید و از مردم درخواست کمک میکرد. این مرد که صاحب یکی از مغازههای طلافروشی محل بود فریاد میزد دزد، دزد و با انگشت 2 پسر جوان را نشان میداد که در حال دستبرد به مغازهاش بودند. درحالیکه یکی از گلولههای شلیک شده از سوی دزدان به یک عابر پیاده اصابت و او را نقش زمین کرده بود، شاهدان وارد عمل شدند و به طرف 2 سارق مسلح دویدند. لحظاتی بعد آنها یکی از سارقان را محاصره و دستگیر کردند اما دیگری سوار بر یک موتورسیکلت هوندای قرمز، از محل گریخت. فرار این مرد نیز چند دقیقه بیشتر طول نکشید و وی دقایقی بعد در محاصره مردم و واحد گشت پلیس گرفتار و دستگیر شد. شلیک مرگبار با دستگیری هر دو سارق مسلح، ماموران متوجه شدند فردی که هدف اصابت گلوله قرار گرفته، یک عابر پیاده بوده که گلوله به سرش اصابت کرده است. بنابراین وی توسط آمبولانس اورژانس به بیمارستان انتقال یافت اما شدت جراحت به حدی بود که فرد مصدوم،جان خود را از دست داد. از سوی دیگر ماموران به تحقیق از صاحب طلافروشی پرداختند و او ماجرای سرقت را اینطور توضیح داد: دقایقی قبل از سرقت، در حال جمعآوری طلاهای پشت ویترین بودم تا مغازه را تعطیل کنم که 2مرد نقابدار، درحالیکه سوار یک موتورسیکلت هوندای قرمز رنگ بودند، روبهروی مغازه توقف کردند و وارد طلافروشی شدند. وی ادامه داد: هر دوی آنها کلتکمری در دست داشتند و یکی از آنها با تهدید سلاح مرا بیرون از مغازه نگه داشت و دیگری خودش را به پشت ویترین رساند و مشغول جمع کردن طلاها و ریختن آنها داخل یک نایلون سبز رنگ شد. در همین هنگام، موفق شدم از دست آنها فرار کنم و درحالیکه فریاد میزدم، از مردم درخواست کمک کردم. یکی از سارقان با دیدن این صحنه شروع به تیراندازی به طرف من کرد اما یکی از گلولهها به مرد میانسالی برخورد کرد که در حال عبور از آنجا بود و وی نقش زمین شد. مردم هم با شنیدن صدای شلیک گلوله و فریادهای من، متوجه ماجرا شدند و با محاصره سارقان یکی از آنها را دستگیر کردند. نقشه سه ماهه بعد از اظهارات صاحب طلافروشی، هر دو سارق دستگیر شده به اداره پلیس انتقال یافتند و تحت بازجویی قرار گرفتند. عامل شلیک مرگبار در تشریح ماجرا گفت: حدود سه ماه قبل با همدستی دوستم نقشه سرقت از طلافروشی را طرح کردیم. از همان زمان مغازه مورد نظرمان را شناسایی کردیم و در همه این مدت آنجا را زیرنظر داشتیم تا زمان مناسب برای سرقت فرا برسد. وقتی اطلاعات کاملی از زمان خلوت بودن مغازه و محل به دست آوردیم، یک قبضه کلت کمری و یک اسلحه قلابی خریدیم و یک موتورسیکلت هم سرقت کردیم تا هیچ ردی از خودمان برجا نگذاریم. سپس منتظر ماندیم تا هوا تاریک شود و ابتدا چند بار محل سرقت را بررسی کردیم و وقتی مرد طلافروش در حال تعطیل کردن مغازهاش بود، وارد آنجا شدیم. وی ادامه داد: هنگامی همدستم در حال جمعآوری طلاها بود، ناگهان مرد طلافروش از دست من فرار کرد و من هم شروع به تیراندازی کردم که گلولهای به یک عابر اصابت کرد. سرهنگ افضل گلزاری، جانشین فرمانده انتظامی ویژه غرب استان تهران با بیان این خبر گفت: متهمان محمد و جعفر نام دارند و هر دو 27ساله هستند که یکی از آنها دارای سابقه کیفری نیز هست. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:06 ] [ محمد حاجی حسین ]
گروه حوادث همشهری:
پلیس در تعقیب سارقان یک مغازه طلافروشی است که با تهدید مرد مغازه دار بیش از 3 کیلو طلا دزدیدند و فراری شدند. 10 آبان ماه سال 89 ماموران کلانتری 152 شهرک ولیعصر در جریان سرقت از یک طلافروشی قرار گرفتند و در محل حادثه حاضر شدند. صاحب طلافروشی به ماموران گفت: ساعت 16:30 طبق روال همیشه به مغازهام آمدم و مشغول مرتب کردن ویترین بودم که ناگهان 2 نفر وارد مغازهام شدند. یکی از آنها با قمه و اسلحه تهدیدم کرد و نفر دوم از بالای پیشخوان به سمت ویترین رفت و حدود 3 کیلو طلا را داخل یک کیف چرمی مشکی رنگ ریخت و بعد به سرعت همراه همدستش از مغازه خارج شد و با اعلام این شکایت ماموران به بازبینی تصاویر دوربین مداربسته پرداختند اما بررسیها حکایت از این داشت که متهمان سابقهدار نیستند؛ بههمین خاطر جستوجوها در شاخه دیگری ادامه یافت، اما هیچ سرنخی از دزدان به دست نیامد. سرهنگ حاجیزاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران با اعلام این خبر گفت: درحالیکه تحقیقات برای دستگیری سارقان ادامه داشت، هیچگونه سرقت مسلحانه مشابه دیگری در سطح شهر تهران به پلیس گزارش نشد و این مسئله نشان میدهد که دزدان فقط یک فقره سرقت را مرتکب شدهاند. وی ادامه داد: از آنجا که ردی از دزدان بهدست نیامده، قاضی پرونده مجوز انتشار تصویر ضبط شده از یکی از متهمان را در روزنامهها صادر کرده و از کسانی که این متهم را میشناسند و از مخفیگاه او خبر دارند خواسته است اطلاعات خود را از طریق شمارههای تماس 51055601 و 51055501 در اختیار کارآگاهان اداره یکم مبارزه با سرقتهای مسلحانه پلیس آگاهی تهران قرار دهند. [ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 18:05 ] [ محمد حاجی حسین ]
[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 16:37 ] [ محمد حاجی حسین ]
به وبلاگ تخصصی حقوقی احج خوش آمدید
وبلاگ احج (انجمن حقوقدانان جوان ) به بررسی و تحلیل آخرین اخبار و مطالب و ارائه مقالات حقوقی از اساتید و پژوهشگران حقوقی می پردازد و از نظرات خوانندگان در این زمینه استقبال می نماید که توسط محمد حاجی حسین دانشجوی حقوق راه اندازی شده و این وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. با تشکر از انتخاب شما
|
حق بالاتر از قانون است(ضرب المثل روسی
| |||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||||