به وبلاگ تخصصی حقوقی احج خوش امدید.احج مخفف انجمن حقوقدانان جوان میباشد و معنای خاص دیگری ندارد وبلاگ احج به بررسی و تحلیل آخرین اخبار و مطالب و ارائه مقالات حقوقی از اساتید و پژوهشگران حقوقی می پردازد و از نظرات خوانندگان در این زمینه استقبال می نماید که توسط محمد حاجی حسین فارغ التحصیل رشته ی حقوق راه اندازی شده .با تشکر از بازدید شما وبلاگ تخصصی حقوقی احج
وبلاگ تخصصی حقوقی احج
اخبار و روزنامه و مقالات و دانلود نرم افزارهای حقوقی 
قالب وبلاگ
نظر سنجی در مورد عملکرد وبلاگ
قرآن آنلاین




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

 

 

جرايم قابل گذشت

  

 
 
جرايم قابل گذشت و غير قابل گذشت ( مطالب مقدماتي ) :
 
يکم ـ شروع به تعقيب متهم و ادامه رسيدگي قضايي به پرونده ، حق و وظيفه ي دادسراست . اين حق در برخي از جرايم به شاکي يا مدعي خصوصي داده شده ، بدين معني که شاکي و مدعي مي توا ند تعقيب متهم را از دادسرا بخوا هد . لذا در اينگونه جرايم ، اراده ي شاکي خصوصي مؤثر در شروع به تعقيب متهم است .
دوم ـ جرايم در يک تقسيم بندي به دو قسم جرايم : « قا بل گذشت » و « غير قابل گذشت » تقسيم شده است.
جرايم قابل گذشت : جرايمي هستند که اراده ي شاکي خصوصي مؤثر در شروع به تعقيب آن جرايم است . و شاکي خصوصي مي توا ند از حقي که به او داده ا ند صرف نظر کند و از اين حق گذشت نمايد . جنبه ي خصوصي اين جرايم بر جنبه ي عمومي آن برتري دارد . گرچه ملاک معيني در تفکيک جرايم فا بل گذشت از جرايم غير قا بل گذشت نيست ، ولي در مقام توضيح مي توان گفت ؛ جرايم قا بل گذشت معمولاً از ميان جرايم عليه اموا ل و تماميت جسما ني ا فراد هستند . گرچه اين بيان هم از جزميت برخوردار نيست ، زيرا ؛
ـ جرايمي همچون کلاهبرداري و سرقت گرچه از جرايم مالي است ولي غيرقا بل گذشت است .
ـ و جرايم ناشي از را نندگي که گا هي متوجه تماميت جسما ني ا فراد است هم ، جرايم غيرقا بل گذشت هستند . لازم به ذکر است که جرا  ئم قا بل گذشت را ، قا نون احصاء کرده است .
جرايم غيرقابل گذشت : جرايمي هستند که اراده ي شاکي در شروع به تعقيب آن نقشي مؤثر ندارد . و لذا گذشت وي تأثيري در تعقيب و روند رسيدگي و مجازا ت مجرم ندارد . ( گرچه موجب تخفيف مجازات مي شود ) . اصل بر غيرقا بل گذشت بودن جرايم است . و لذا وقتي شک حا صل شد که آيا فلان جرم قا بل گذشت است يا غير قا بل گذشت ، حسب اصل ، جرم را غيرقا بل گذشت تلقي مي کنيم . اين جرايم جنبه ي عمومي آنها بر جنبه ي خصوصي غلبه دارد . و ضرر آنها مستقيماً عليه جامعه و حکومت است . مثل ؛ محاربه ، جاسوسي و . . . .

نتيجه ي گذشت در جرايم قابل گذشت :

 
الف ـ گذشت در مرحله تحقيقات مقدماتي :
به موجب بند دوم ماده 6 قا نون آيين دادرسي کيفري ، گذشت شاکي خصوصي موجب موقوفي تعقيب خواهد شد .
ب ـ گذشت در مرحله دادرسي و قبل از صدور حکم :
به موجب ماده 179 قا نون آيين دادرسي کيفري ، گذشت در اين مرحله هم موجب موقوفي تعقيب متهم مي گردد .
ج ـ گذشت پس از صدور حکم بدوي و غير قطعي بودن حکم :
در اين مرحله مستفاد از شق يک ، بند " ب " ماده 257 قا نون آيين دادرسي کيفري ، دادگاه تجديد نظر ضمن نقض راي بدوي ، قرار موقوفي تعقيب صادر و اعلام مي دارد . اگر مرجع تجديد نظر ديوان عالي کشور باشد ، به موجب شق يک ، بند " ب " ماده 265 قا نون آيين دادرسي کيفري ، آن ديوان با گذشت شاکي ، راي معترض عنه را نقض و بلا ارجاع مي نمايد .
د ـ گذشت پس از صدور حکم قطعي :
ـ در اين مرحله ، با گذشت شاکي ، به حسب مفاد ماده 8 قانون آيين دادرسي کيفري اجراي حکم موقوف مي شود . و اگر قسمتي از حکم اجرا شده باشد ، اجراي بقيه ي آن موقوف و آثار حکم مرتفع مي گردد .
ـ هم چونين به موجب تبصره 3 ماده  62 مکرر قا نون مجازا ت ا سلامي ؛ اگر پس از صدور حکم قطعي با گذشت شاکي يا مدعي خصوصي ، اجراي مجازات موقوف شود ، اثر محکوميت کيفري زايل مي گردد .
نکته قابل توجه :
با توجه به مواد قا نوني مذکور در بند هاي الف تا دال عنوان پيش ، معلوم مي گردد که دادگاه با گذشت شاکي خصوصي مکلف به موقوفي حکم و اجراست . ولي اين حالت کلي ، در ماده 727 قا نون مجازات اسلامي وقتي جرايم قا بل گذشت را احصاء مي نمايد ، ديگر گونه تصميم گرفته شده ، بدين معني که دادگاه را مخير بين دو عمل نموده است ؛
ـ تخفيف مجازات مرتکب ،
ـ صرف نظر از تعقيب مجرم .
بدين ترتيب اين ماده قا نوني ، به قاضي اختيار داده است که بين تخفيف مجازات و موقوفي تعقيب يکي را ا نتخاب کند .
نتيجه ي گذشت در جرايم غير قابل گذشت :
الف ـ گذشت شاکي قبل از صدور حکم قطعي :
به موجب بند يک ماده 22 قا نون مجازا ت ا سلامي ، با گذشت شاکي يا مدعي خصوصي در جرايم غير قا بل گذشت ، دادگاه مي تواند ؛ مجازات تعزيري و يا بازدارنده را تخفيف دهد و يا تبديل به مجازات از نوع ديگري نمايد که مناسب تر به حال متهم باشد .
ب ـ گذشت شاکي بعد از قطعي شدن حکم :
ماده 277 قا نون آيين دادرسي کيفري چونين اشعار مي دارد ؛ [ هرگاه شاکي يا مدعي خصوصي در جرايم غير قا بل گذشت بعد از قطعي شدن حکم از شکايت خود صرف نطر نمايد ، محکوم عليه مي توا ند با ا ستناد به استرداد شکايت، از دادگاه صادر کننده حکم قطعي ، درخواست کند که در ميزان مجازات تجديد نظر نمايد ، در اين مورد دادگاه به درخواست محکوم عليه در وقت فوق ا لعاده رسيدگي نموده و مجازات را در صورت اقتضاء در حدود قانون تخفيف خوا هد داد . اين راي قطعي است . ]
توضيح چند نکته در اين ماده :
1ـ فرق شاکي و مدعي خصوصي :
ـ در ترمينولوژي حقوق دکتر جعفري لنگرودي به استناد ماده ي 3 ـ 9 قا نون آيين دادرسي سا بق مدعي خصوصي و شاکي خصوصي را چونين تعريف کرده است ؛
مدعي خصوصي : شخصي که از وقوع جرمي متحمل زيان مي شود و به تبع ادعاي دادستان مطالبه ي خسارت مي کند مدعي خصوصي ناميده مي شود .
شاکي خصوصي : مدعي خصوصي مادام که دادخواست ضرر و زيان تسليم نکرده ، شاکي خصوصي محسوب مي گردد .
ـ در ماده 9 قا نون آيين دادرسي کيفري ، به نظر مي رسد بين مدعي خصوصي و شاکي خصوصي تفاوتي قايل نشده و لذا بيان مي دارد ؛ [ شخصي که از وقوع جرمي متحمل ضرر و زيان شده و يا حقي از قبيل قصاص و قذف پيدا کرده و آن را مطالبه مي کند مدعي خصوصي و شاکي ناميده مي شود . . . . . . ]
ولي شايسته است بگوييم ؛ شاکي خصوصي شخصي است که با توجه به جرمي که بر ضد ا و صورت گرفته و با عنايت به بعد کيفري جرم به دادسرا مرا جعه مي کند .
ولي مدعي خصوصي بيشتر در تلاش براي مطا لبه زيان وارده ناشي از جرم است و دغدغه مجازات مجرم را ندارد .
2 ـ منظور از دادگاه صادر کننده حکم قطعي :
در ماده 277 قانون آيين دادرسي کيفري آمده که ؛ محکوم عليه مي تواند به استناد استرداد شکايت از دادگاه صادر کننده حکم قطعي درخواست کند که در ميزان مجازات تجديد نظر نمايد . پرسش اينست ؛ دادگاه صادر کننده حکم قطعي کدام دادگاه است ؟
ـ اگر راي صادره از دادگاه بدوي غيرقا بل تجديد نظر با شد و يا در صورت قا بل تجديد نظر بودن در مهلت مقرر نسبت به آن اعتراض نشود ، آن راي قطعي و لازم الاجراست . در چونين موارد محکوم عليه بايستي از دادگاه بدوي تقاضاي تخفيف مجازا ت نمايد .
ـ اگر نسبت به راي تقا ضاي تجديد نظر خواهي شود چه دادگاه تجديد نظر راي بدوي را ا برا م کند و چه نقض نموده و حکم جديد صادر کند ، دادگاه تجديد نظر ، صادر کننده حکم قطعي است و لذا مجرم بايستي از آن مرجع تقاضاي تخفيف در مجازات کند .
3 ـ معناي « در حدود قانون » در ماده 277 قانون آيين دادرسي کيفري :
در ماده 277 ، تخفيف مجازات را در حدود قا نون ذکر کرده است . مقصود آنست که قا نون براي تخفيف هم محدوديت قايل شده است . حدا قل مجازات در ماده قا نوني حد قا بل تخفيف است . بنا براين قاضي فقط مي توا ند مجازات مجرم را به حداقل مجازات آن جرم تقليل و تخفيف دهد ولي نمي توا ند به تقليل مجازات کيفري حکم نمايد .
راي وحدت رويه شماره 628 مورخ 31 / 6 / 1377 محدوده ي قا نوني تخفيف را به خو بي روشن ساخته است . ( اين راي در خصوص مجازات ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداري است )
[ نظر به اينکه کيفر حبس مقرر در ماده يک قا نون تشديد مجازات ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداري مصوب 1367 مجمع تشخيص مصلحت نظام اسلامي حدا قل يک سال و حداکثر 7 سال تعيين شده و به موجب تبصره يک ماده مرقوم ، در صورت وجود علل و کيفيات مخففه دادگاه ها مجازند حبس را تا حداقل مدت مقرر تخفيف دهند تمسک به ماده 22 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370 مجلس شوراي اسلامي و تعيين حبس کمتر از حدّ مقرر در مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام اسلامي مغاير با موازين قانوني است . . . . . ]
يک نکته :
مجازات ا نفصال دا ئم قا بل تخفيف نيست .
مهلت اعلام گذشت و تقاضاي تخفيف :
براي اعلام گذشت و تقاضاي تخفيف مهلتي مقرر نشده است . بديهي است پس از اجراي مجازات ا علام گذشت و تقا ضاي تخفيف موضوعيتي ندارد .
تقاضاي تخفيف وقتي شکايت متعدد باشند :
تعقيب مجرم با شکايت يکي از شکات هم صورت مي گيرد . ولي براي تخفيف مجازات يا موقوفي تعقيب اعلام گذشت کليه شکات لازم است .
جرايم قابل گذشت ( بيان مواد قانوني ) :
يکم ـ جرايم قابل گذشت در قانون مجازات اسلامي :
1 ـ جرم قذف ( ماده 139 ، 140 و به استناد بند 3 ماده 161 قانون)
ـ قذف نسبت دادن زنا يا لواط است به شخص ديگر . ( ماده 139 )
ـ حد قذف براي قذف کننده ي مرد يا زن هشتاد تازيا نه است ( ماده 140 )
ـ يکي از مواردي که موجب سقوط حد قذف مي شود به موجب بند 3 ماده 161 وقتي است که قذف شونده يا همه ي ورثه ي او قذف کننده را عفو نمايند .
بدين ترتيب در صورت گذشت شاکي ( در اين جرم قذف شده ) مجازات به تمامه ساقط مي شود . بديهي است در صورت گذشت مقذوف ( قذف شده ) در مرحله ي قبل از صدور حکم و قطعي شدن راي ، قرار موقوفي تعقيب صادر خواهد شد .
2 ـ سرقت موجب حد ( ماده 197 ، 198 و بند 2 ماده 200 ) :
ـ سرقت عبارت است از ربودن مال ديگري به طور پنها ني ( ماده 197 )
ـ شرايط تحقق سرقت موجب حد در 16 بند در ماده ي 198 ذکر شده است .
ـ به موجب بند 2 ماده 200 ، مال باخته در صورتي که پيش از شکايت ، سارق را ببخشد ، مجازات حد از سارق ساقط مي گردد .
توضيح :
ـ سرقت چه موجب اجراي حد شود و چه موجب ديگر مجازات ها ، جزء جرايم غير قابل گذشت است .
ـ ولي اگر مال باخته ، سارق را قبل از شکايت مورد عفو قرار دهد ولي سارق توسط ضابطين دستگير شده باشد و يا مثلاً صاحب مال فقط براي استرداد مال طرح شکايت نمايد ( در حاليکه سارق را قبلاً بخشيده ) و سارق محکوم به مجازات حد سرقت شود ، اين حد ساقط مي شود . ( چون مال باخته قبل از طرح شکايت ، سارق را بخشيده است .
3 ـ جرم قتل عمد نسبت به قصاص ( به موجب مفهوم مخالف ماده 205 ) :
در ماده 205 قا نون مجازا ت ا سلامي ذکر شده که اولياء دم در قتل عمد مي توانند با اذن ولي امر ، قا تل را قصا ص نمايند . مفهوم اين عبارت آنست که اولياء دم مي توانند قا تل را مورد عفو قرار داده از قصاص او صرف نظر  نمايند . بنا براين تأثير گذشت اولياء دم فقط در سقوط قصاص است . ولي موجب ساقط شدن و يا تخفيف ديگر مجازاتها نمي شود .
4 ـ جرم قطع عضو يا جرح عمدي ( به موجب مفهوم مخالف ماده 269 ) :
در قطع عضو يا جرح عمدي ، مجني عليه مي توا ند با اذن ولي ا مر ، جا ني را قصاص کند . بديهي است با توجه به واژه ي « مي توا ند » ، اين مفهوم بدست مي آيد که مجني عليه مي توا ند از حق خود گذشت و از قصاص جا ني صرف نظر نمايد .
5 ـ جرمهاي مذکور در فصل نهم قانون مجازات اسلامي ( تخريب اموال تاريخي ، فرهنگي ، مذهبي ) :
ـ در موارد 558 تا 566 قانون مجازات اسلامي جرم ها و مجازتهايي را در خصوص تخريب و يا سرقت ا موال تاريخي و فرهنگي و مذهبي ذکر کرده است . ( ذيلاً توضيح داده مي شود ) .
ـ در ماده 567 همين فصل ا شعار مي دارد ؛ در کليه ي جرايم مذکور در اين فصل ، سازمان ميراث فرهنگي يا ساير دواير دولتي بر حسب مورد شاکي يا مدعي خصوصي محسوب مي شود .
ـ در ماده 727 قا نون مجازات اسلامي جرايم مذکور در اين فصل را از جرايم قا بل گذشت ذکر کرده است که با گذشت شاکي خصوصي ، دادگاه در مجازات مجرم تخفيف و يا از تعقيب وي صرف نظر مي نمايد .
ـ تخريب اموال و ا بنيه ي مجموعه هاي فرهنگي ـ تاريخي يا مذهبي . ( ماده 558 )
ـ سرقت يا خريد اموال فرهنگي ـ تاريخي يا مذهبي سرقت شده و يا پنهان کردن آن اشياء . ( ماده 559 )
ـ مبادرت به عمليات موجب تزلزل بنيان آثار فرهنگي و تاريخي و مذهبي بدون مجوز از سازمان ميراث فرهنگي در حريم آن آثار . ( ماده 560 )
ـ قاچاق يا اقدام به خارج کردن اموال فرهنگي ـ تاريخي از کشور ( ماده 561 )
ـ حفاري و کاوش غير مجاز به قصد اموال تاريخي ـ فرهنگي . ( ماده 562 ) و نيز عدم تحويل آن اموال به سازمان ميراث فرهنگي و خريد و فروش اين اموال . ( اموال حاصله از حفاري غير مجاز ) .
ـ تجاوز به اراضي و تپه ها و اماکن تاريخي و مذهبي که به ثبت آثار ملي رسيده و مالک خصوصي نداشته باشد . ( ماده 563 )
ـ مرمت يا تعمير ، تغيير ، تجديد و توسع? ابنيه يا تزئينات اماکن فرهنگي ـ تاريخي
ثبت شده بدون مجوز سازمان ميراث فرهنگي و بر خلاف ضوابط مصوب ( ماده 564 ) .
ـ انتقال اموال فرهنگي ـ تاريخي غير منقول ثبت شده بر خلاف ضوابط به ديگران . ( ماده 565 )
ـ تغيير در نحوه ي کاربري از ابنيه ، اماکن و محوطه هاي مذهبي ـ فرهنگي و تاريخي ثبت شده بر خلاف شئونات و بدون مجوز از سازمان ميراث فرهنگي . ( ماده 566 )
6 ـ جرم کلاهبرداري از نوع مذکور در بخش اخير ماده 596 :
به موجب قسمت اخير ماده 596 ، اگر مرتکب جرم کلاهبرداري تحصيل نوشته و يا اسناد تجاري و غير تجاري ، ولايت يا وصايت يا قيمومت بر شخصي که نسبت به او کلاهبرداري کرده باشد را دارا باشد . ( اين جرم نيز به موجب دستور ماده 727 جزء جرمهاي قا بل گذشت است . )
7 ـ جرم توهين به افراد به موجب ماده 608
 
8 ـ جرم اقدام به عملي که موجب سقط جنين زن حامله گردد ( ماده 622 ) :
به نظر مي رسد در اين جرم هم بايستي مجني عليه ( زن حامله ) گذشت نمايد و هم پدر بچه ي سقط شده .
9 ـ جرم امتناع از دادن طفلي که به شخص سپرده شده (ماده 622) :
توضيح اينکه آن کس يا کسا ني مي توانند گذشت نمايند که قا نوناً حق مطالبه ي طفل را دارا هستند .
10 ـ جرم رها کردن طفلي که قادر به محافظت خود نيست در محلي خالي از سکنه ( ماده 633 ) :
بديهي است اولياء طفل حق گذشت از جرم مجرم را دارا هستند .
 11 ـ جرم عدم پرداخت نفقه به همسر و ديگر اشخاص واجب النفقه ( 642 ) :
12 ـ جرم افشاء اسرار مردم توسط پزشکان ، جراحان ، ماماها و داروفروشان و ديگر اشخاصي که به مناسبت شغل ، محرم اسرار هستند . ( ماده 648 )
13 ـ جرم اکراه و تهديد ديگري به الزام به دادن نوشته يا سند و امضاء يا مهر و يا گرفتن نوشته و سندي که متعلق يا در اختيار ديگري است ( ماده 668 ) .
14 ـ جرم تهديد به قتل يا ضررهاي نفسي يا شرفي يا مالي و يا افشاء اسرار ( ماده 669 ) :
صرف تهديد ، موجب تحقق جرم و مستلزم مجازات ا ست و ا نگيزه و خواست مجرم تأثيري در تحقق جرم ندارد .
 
15 ـ جرم آتش زدن اشياء منقول متعلق به ديگري ( ماده 676 )
16 ـ جرم تخريب يا اتلاف عمدي اشياء منقول يا غير منقول متعلق به ديگري ( ماده 677 )
17 ـ جرم کشتن حيوانات حلال گوشت متعلق به ديگري و يا حيواناتي که شکار آنها ممنوع است ( ماده 679 )
18 ـ جرم اتلاف اسناد اوراق تجارتي و غير تجارتي غير دولتي که موجب ضرر به غير شود ( ماده 682 )
19 ـ جرم چراندن مزرعه ديگران ، تخريب باغ و نخلستان و تاکستان / درو و قطع محصول ديگري / خشکاندن و تضيع محصول / از کار انداختن آسياب ديگري ( ماده 684 )
20 ـ جرم قطع و از بين بردن اصل نخله ي خرما بدون مجوز قانوني ( ماده 685 )
21 ـ جرم تجاوز و تصرف عدواني يا ايجاد مزاحمت يا ممانعت از حق در املاک ملي و دولتي ( ماده 690 )
22 ـ جرم تصرف ملک ديگري به قهر و غلبه ( ماده 692 )
23 ـ جرم ورود به عنف و تهديد در منزل يا مسکن ديگري ( ماده 694 )
24 ـ جرم افتراء به ديگري ( ماده 697 )
25 ـ جرم نشر اکاذيب به قصد اضرار به غير يا تشويق اذهان عمومي ( ماده 698 )
26 ـ جرم هجو ديگري به نظم و نثر بصورت کتبي يا شفاهي ( ماده 700 )
دوم ـ جرائم قابل گذشت در ديگر قوانين :
1 ـ جرم صدور چک پرداخت نشدني ( ماده 12 قانون صدور چک )
2 ـ جرم مبتلا کردن ديگري به بيماريهاي آميزشي و مسري ( ماده 9 و 10 قانون طرز جلوگيري از بيماريهاي آميزشي و واگيردار مصوب 1320 )
3 ـ انتقال و تصرف و به هدر دادن آب متعلق به ديگري ( ماده 45 قانون توزيع عادلانه آب مصوب 1316 )
4 ـ جرم استفاده از حکم اعسار بعد از رفع عسرت ( ماده 31 قانون اعسار مصوب 1313 )
5 ـ جرم تجاوز به حقوق پديد آورندگان آثار ( ماده 31 قانون حمايت حقوق مؤلفان ، مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 )
6 ـ ترجمه و تکثير غير مجاز کتب ، نشريات و آثار صوتي ( قانون ترجمه و تکثير کتب ، نشريات و آثار صوتي مصوب 1352 )
7 ـ جرم تخريب جنگلها و مراتع ( ماده 59 قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع مصوب 1346 )
8 ـ جرم ايراد خسارت به شرکت تعاوني ( ماده 130 قانون شرکت هاي تعاوني مصوب 1350 )
9 ـ تخلفات پولي و بانکي ( ماده 42 قانون پولي و بانکي کشور مصوب 1351 )
10 ـ تخلفات معاملات ارزي ( ماده 7 قانون راجع به واگذاري معاملات ارزي به بانک ملي ايران مصوب 1336 )
11 ـ انتقال ملک به غير و مفلس کردن خود براي فرار از اداي حق غير ( ماده 45 قانون ثبت مصوب 1310 با اصلاحات بعدي )
 

منبع:موسسه ی خانه ی حقوق اریا

[ چهارشنبه 31 خرداد 1391
] [ 18:59 ] [ محمد حاجی حسین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگ احج (انجمن حقوقدانان جوان ) به بررسی و تحلیل آخرین اخبار و مطالب و ارائه مقالات حقوقی از اساتید و پژوهشگران حقوقی می پردازد و از نظرات خوانندگان در این زمینه استقبال می نماید که توسط محمد حاجی حسین فارغ التحصیل رشته ی حقوق راه اندازی شده و این وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. با تشکر از انتخاب شما
موضوعات وب
لینک های مفید

سایت مجلس شورای اسلامی

امکانات وب
حق بالاتر از قانون است(ضرب المثل روسی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

ابزار هدایت به بالای صفحه

با تشکر از بازدید شما. موفق باشید